آدمین و دوستان





درد و دل


آثار يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

نمیدانم

نمی دانم چه بنویسم چگونه بنویسم برای چه بنویسم ویرای که بنویسم.

نمی دانم از وفا بنویسم که بی وفا شد

از  لحظه ی شیرین پیوستن بنویسم

                        یا

از لحظه ی تلخ جدا شدن

از اشک های سردم

از چشم ها ی ترم

از گونه های خیسم

ازدلی که تنگ شد

 قلبی که شکست

از عشق بنویسم که بی معناست

از دوست داشتن بنویسم که بی ریاست

از یاری بنویسم که رفت

آری این است دلیل نوشتن من . این است دلیل اشک های من دلیل خیس شدن گونه هایم.

آیا می دانی چه حسی دارد وقتی اشک هایت روی گونه هایت سر می خورد و بازی میکنند

آیا می دانی چه حسی دارد تنها شدن تنها زیستن و تنها ماندن و تنها مردن.

شاید این است رسم عاشقی شاید این است رسم لیلی و مجنون آری این است این است رسم شیرین و فرهاد

آری این است رسم عاشق و معشوق که یکی برود و دیگری در انتظارش بنشیند

عشق 2 باغبان دارد عاشق و معشوق پس اگر یکی برود بدان بر سر آن باغ چه می آید

یا علی

 


نويسنده: مورخ: ۱۳۸۸/۱/۱٩ در ساعت: ٤:۱۳ ‎ب.ظ

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod

k3cod.com

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست